السيد محمد تقي المدرسي ( مترجم : عليانى )

30

نمونه هاى ايثار 1 - حضرت ابو الفضل العباس ( ع ) ( فارسى )

و انكاركنندگانش شايستهء نفرينند و حرمتش عظيم است [ چندان كه ] آن كسان كه آلودندش شايستهء نفرينند ؛ و نشناختن و آلوده كردن حق و حرمت او [ از سوى ] ايشان در بازداشتنش از فرات شكل گرفت ، كه زيارت مىگويد : « و نفرين خداى برآن كه خود را ميان تو و آب فرات انداخت . شهادت مىدهم كه تو مظلوم كشته‌شدى و خداى آنچه وعده‌تان داده وفا خواهد كرد . » و شهادت به اين‌كه ابوالفضل مظلوم كشته شد شهادت به اين است كه راه ابوالفضل راه حق است و هركه مظلوم و در راه دفاع از حق كشته شود خداى به وعدهء خود با او وفا خواهد كرد ؛ با ياريش در دنيا به [ اين ] سخن تاريخ كه او مظلوم بود و با بهشت كه در آخرت در آن جاويد خواهد بود . بعدِ آن كه اين زيارتِ منقولْ جايگاه آقايم عباس عليه السلام و راه خدايى او را روشن كرد بيان ادب ايستادن مؤمن را رو به آقا و مولايش عباس عليه السلام - آن‌گونه كه شايسته است كه دوستداران بايستند - آغاز مىكند . زيارت باز مىگويد : « تا به تو آمدم اى پسر اميرمؤمنان كه سويتان فرستاده‌اندم و قلبم مسلم و پيرو شما است و من [ نيز ] پيرو شمايم و ياريم براى شما مهيّا است . تا خداى حكم فرمايد و او بهترين حكم‌فرما است . و با شمايم ؛ با شما نه با دشمنانتان . من به شما و بازآمدنتان ايمان دارم و با آن كس كه با شما ستيزه جست و جنگيد رو در رويم . « 1 » خداى

--> ( 1 ) ) وبمن خالفكم وقتلكم من الكافرين